چو ایران نباشد تن من مباد ... بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

papillon

Tuesday, December 26, 2017

Neda Agha-Soltan

Footage of the death of Nedā Āghā-Soltān  23 January 1983 – 20 June 2009 drew worldwide attention after she was shot dead during the 2009 Iranian election protests. Āghā-Soltān, a student of philosophy, was participating in the protests (though not politically influenced, but rather supporting the supporters of Mousavi), accompanied by her music teacher and was walking back to her car when she was fatally shot in the chest. The murderer of Neda is disputed; according to CNN, BBC, and Fox News, she was shot by Basij, a paramilitary organization. Her death was captured on video by bystanders and broadcast over the Internet, and the video became a rallying point for the opposition. 
Her death became iconic in the struggle of Iranian protesters against the disputed election of Mahmoud Ahmadinejad.

Friday, December 22, 2017

احمدرضا جلالی پزشک محکوم به اعدام

احمدرضا جلالی پزشک و پژوهش‌گر ایرانی مقیم سوئد است. او پژوهشگر مدیریت بحران و حوادث غیرمترقبه است در دانشگاه‌های بلژیک، ایتالیا و سوئد تدریس کرده‌است. او در سال ۲۰۰۹ برای ادامه تحصیل ایران را ترک کرد. احمدرضا جلالی در آوریل ۲۰۱۶ به دعوت دانشگاه تهران و دانشگاه شیراز به منظور شرکت در کارگاه مدیریت بحران به ایران سفر کرد و در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. اتهام جلالی ارتباط با دولت متخاصم و هم‌چنین جاسوسی عنوان شده‌است. همسر احمدرضا جلالی در روز شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ مطلع شده همسرش در دادگاهی در ایران به اتهام «محاربه و «همکاری با دولت اسرائیل» به اعدام محکوم شده‌است.

Saturday, December 9, 2017

ضرب و شتم ابراهیم اسدبیگی توسط نیروهای سپاه

ابراهیم اسد بیگی از شاکیان و مالکان املاک اطراف کاخ سعدآباد است که توسط سپاه تصاحب شده، او در بازداشتگاه مخفیانه بسیج تحت شکنجه‌های شدید قرار گرفته

Friday, December 8, 2017

Zeynab Jalalian

Zeynab Jalalian born 1982 in Maku, is a Kurdish Iranian, often described as a political prisoner. She has been convicted a mohareb and sentenced to death by an Islamic Revolutionary Court for allegedly being a member of the Kurdish militant group PJAK, which she denies. Jalalian's sentence was later reduced to life imprisonment

Wednesday, December 6, 2017

Nazanin Zaghari-Ratcliffe


Nazanin Zaghari-Ratcliffe is a British-Iranian dual citizen who has been detained in Iran since 3 April 2016. On 10 September 2016, it was revealed that she was sentenced to five years imprisonment "for allegedly plotting to topple the Iranian regime
The prosecutor general of Tehran had stated in October 2017 that she was being held for running "a BBC Persian online journalism course which was aimed at recruiting and training people to spread propaganda against Iran

Saturday, December 2, 2017

Zahra Kazemi

Zahra "Ziba" Kazemi-Ahmadabadi (1948 – July 11, 2003) was an Iranian-Canadianfreelance photographer, who according to the medical examiner was raped, tortured and killed by Iranian officials following her arrest in Iran
Although Iranian authorities insist that her death was accidental and that she died of a stroke while being interrogated, Shahram Azam, a former military staff physician who used his purported knowledge of Kazemi's case for seeking asylum in Canada in 2004, has stated that he examined Kazemi's body and observed that Kazemi showed obvious signs of torture, including a skull fracture, broken nose, signs of rape and severe abdominal bruising
Her death was the first time an Iranian's death in custody attracted major international attention. Because of her joint citizenship and the circumstances of her death, she has since become an international cause célèbre. In November 2003, Canadian Journalists for Free Expression honoured Kazemi with the Tara Singh Hayer Memorial Award in recognition of her courage in defending the right to free expression

Saturday, October 21, 2017

Arash Sadeghi

Arash Sadeghi is an Iranian human rights activist and political prisoner
known best for his hunger strike as an act of protest against the detention of his wife without any judiciary proof or legal warrant. Arash was a university student in Allameh Tabatabaei University in Tehran where he was expelled by the authorities due to his political activities.Sadeghi ended his hunger strike after 71 days after his wife was granted temporary release from prison.He was first arrested on July 9 2009 after the results of the controversial 2009 Presidential Election were announced due to which Mahmoud Ahmadinejad would be kept in power for a second term. He was then taken to custody from which he was released after 90 days. He was arrested again for a second time in December of the same year.In 2013 he was sentenced to 19 years in prison for the following charges: propaganda against the government, defamation of the supreme leader, and threatening national security.Arash went on a hunger strike on October 24, 2016 to protest against the arrest of his wife who was detained on the charge of writing a fiction which has not yet been published. The short story was handwritten in her personal diary which was confiscated in a raid by government security agents. Her short personal story in her journal was about Stoning Women to death which has been carried out by the Iranian judiciary.

Wednesday, October 11, 2017

کشورهای برتر از نظر اعدام شهروندانشان در دنیا

10 اکتبر روز جهانی مبارزه با  اعدام بود و ایران بعد از چین دومین کشوری‌ استکه بیشترین تعداد اعدام رادارد درسال 2016 بیش از600 نفر درایران اعدام شده‌اند

Wednesday, May 3, 2017

محمود احمدی نژاد و هولوکاست

یکی‌ از جنجالیترین و در عین حال بیسواد‌ترین  و بی کفایت ترین اشخاصی که در دوران سی‌‌ و چند سال حکومت جمهوری اسلامی ایران در نابودی کشور چه از لحاظ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی‌ و غیره... سهم بسزایی داشت محمود احمدی نژاد بود که در دوران ۸سال ریاست جمهوری او بر اقتصاد کشور ضرباتی جبران ناپذیر وارد آمد و بالاترین میزان رانت خواری و اختلاس را در کارنامهٔ خود به ثبت رساند.
او همچنین در این ۸ سال به کشورهای زیادی سفر کرد و با سخنرانیهای خود در گوشه‌ و کنار دنیا ماهیت واقعی‌ خود را به جهانیان نشان داد.
یکی‌ از موضوعاتی که احمدی نژاد در سخنرانیهای خود چه در داخل ایران و چه در خارج بارها به آن‌ پرداخت مساله نسل کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط آلمان نازی یا همان هولوکاست بود که همیشه واکنشهای بسیاری چه از طرف موافقان و چه از طرف مخالفان در پی داشت.
محمود احمدی‌نژاد در سال ۲۰۰۵ ودر جمع مردم زاهدان هولوکاست را یک افسانه خواند.
همچنین او برای شرکت در شصت و دومین اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد همراه با هیئت عالی رتبه عازم نیویورک شد و در دانشگاه کلمبیا که یکی از دانشگاه‌های مشهور نیویورک به شمار می‌رود سخنرانی کرد.
این دانشگاه، به طور رسمی از محمود احمدی‌نژاد  رئیس جمهور ایران در ان زمان برای سخنرانی در این دانشگاه دعوت به عمل آورده بود.
ولی محمود احمدی‌نژاد گفتهٔ رئیس دانشگاه کلمبیا را مبنی بر این‌که دانشگاه کلمبیا از دههٔ ۱۹۳۰ میزبان بازماندگان واقع هولوکاست بوده‌است، دست‌ مایهٔ طعنه قرار داد و گفت: «البته دوست عزیزی که اینجا بیانیه خواندند، سال ۱۹۳۰ را به عنوان واقعه بیان کردند، در حالی‌که واقعه آن‌طور که ادعا می‌کنند در جنگ دوم جهانی بود، جنگ دوم جهانی بعد از سال ۳۰ شروع شد، در دههٔ ۴۰ بود. همین نشان می‌دهد که اطلاعات ما اطلاعات درستی نیست».
محمود احمدی‌نژاد، در سخنان خود، بار دیگر واقعه هولوکاست (نسل‌کُشی جمعی یهودیان توسط آلمان نازی) را زیر سؤال برد و زندانی شدن برخی از انکارکنندگان اروپایی نسل‌کُشی یهودیان را که در این زمینه دست به انکار واقعه هولوکاست زده‌اند را مغایر با آزادی بیان دانست. در طول سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا دانشجویان  در مواردی با کف زدن و یا هو کشیدن به تشویق و یا تمسخر او پرداختند۰۰
اودر سال ۲۰۰۹ و در کنفرانس دوربان ۲ که به کنفرانس جهانی سازمان ملل علیه نژادپرستی گفته می‌شود و در ان زمان ژنو محل برگزاری ان بود از به کاربردن واژه‌هایی همچون «مشکوک» و «مبهم» برای اشاره به هولوکاست که در متن سخنرانی ارائه شده توسط ایران به سازمان ملل وجود داشت خودداری کرد و به جای آن از عبارت «سوء استفاده از هولوکاست» استفاده کرد.
محمود احمدی‌نژاد با تکرار سوالاتی که قبلاً در مورد «جرم بودن زیر سؤال بردن هولوکاست در اروپا» مطرح کرده بود، آن را مغایر با نفس «آزادی» دانست. وی همچنین با تکرار سخنان قبلی‌اش مبنی براینکه چرا باید ملت فلسطین بهای هولوکاست را بپردازند، در حالی که هیچ نقشی در آن نداشته‌اند» موجودیت کشور اسرائیل را زیر سؤال برد.
هم اکنون پس از گذشت چندین سال 
پس لرزهای دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد پیکر بیمار کشور را به لرزه در می آورد و آثار و بازمانده‌های آن‌ دوران پس از گذشت سالها شاید از چهره‌ٔ کشور پاک نشود.

Friday, April 7, 2017

ارزوی من ایرانی ازاد است

گاهی اوقات پای صحبتهای بعضی‌ از اشخاصی‌ که مخالف رژیم جمهوری اسلامی ایران هستند می‌نشینم به جرأت می‌تونم بگم که تعداد بسیاری از این بزرگواران رسالت اصلی‌ خود را به فراموشی سپرده اند و متأسفانه بخش عظیمی از پتانسیل خود را صرف به سخره گرفتن یا در هم کوبیدن شخصیت یکدیگر میکنند و این مساله هم آنقدر که ضربه بر پیکر طیف مخالف رژیم جمهوری اسلامی ایران وارد کرده و آن را ضعیف می‌کند به مراتب باعث خشنودی جناح مخالف یا همان طیفی که هوادار حکومت فعلی‌ ایران است میشود و با مسائلی از این قبیل و نبودن اتحاد میان اپوزیسیون در مقابل جمهوری اسلامی ایستادن و با آن مبارزه کردن همانند آب در هاون کوبیدن است و هیچ نتیجه‌‌ای نخواهد داد و اگر روزی هم حکومت فعلی‌ ایران برکنار شود به نظر من همین دعواهای بی‌ دلیل و پوچ و خورده گیریها شکل بزرگتری به خود میگیرند و ما باید رویای به وجود آمدن ایران سکولار متحد را برای همیشه فراموش کنیم.

Friday, March 31, 2017

تسليم

در روز دوم نوامبر ۲۰۰۴ تئو ون گوگ روزنامه‌نگار، فیلمساز و چهره مشهور تلویزیون در هلند، در خیابانی نزدیک خانه‌اش در شرق آمستردام با شلیک چند گلوله به قتل رسید. قاتل او محمد بویری پس از شلیک گردن او را با کارد می‌برد و دشنه‌ای در قلبش فرو می‌کند. محمد، بیست‌وهفت ساله و بنیادگرای مسلمانی است که والدینش از مهاجرین مراکشی هستند. او در آمستردام بدنیا آمده، تحصیل کرده و قادر به خواندن و نوشتن به زبان عربی نیست. او از اعضای یک شبکه تروریستی به نام گروه هوفستاد است که قبل از این ترور توسط پلیس شناسایی شده بود تئو وان گوگ فیلمسازی با استعداد و درگیر با مسائل اجتماعی بود. او در مقالاتش با صراحت و طنز، بعضاً تند و توهین‌آمیز، اسلام و مسلمانان بنیادگرا را عقب مانده و قرون وسطایی می‌نامید. او با کارگردانی فیلم تسلیم («مطیع» هم ترجمه شده) که در آن به اسلام به‌عنوان عامل اصلی سرکوب زنان مسلمان پرداخته می‌شود؛ خشم مسلمانان را برانگیخت. پخش این فیلم از تلویزیون واکنشهای تندی را در هلند به همراه داشت. در نامه‌ای که محمد بویری بر روی جسد وان گوگ بر جا می‌نهد؛ خانم آیان هیرسی علی نماینده لیبرال و سومالی‌تبار مجلس هلند را که به دلیل موضع گیریهای ضد اسلامی خود مشهور، و سناریوی فیلم «تسلیم» را نوشته بود، به مرگ تهدید می‌کند به‌دنبال این ترور خانم هیرسی علی برای حفظ جانش مدتی در خارج از هلند بسر برد و سپس تحت مراقبت شبانه‌روزی پلیس به سر کار خود بر گشت.

Thursday, March 30, 2017

از اوین تا منهتن

امروز خبری از خبرگزاری فارس نظر من را به‌خود جلب کرد در تیتر این خبر آمده است که به هر مخالف نظام که راضی به ترک کشور شود مبلغ بیست هزار دلار آمریکا و بسیاری از تسهیلات دیگر تعلق خواهد گرفت،
یعنی‌ این جماعت عمامه‌ به سر ما مردم را نفهم و کودن حساب میکنند آقای وزیر دادگستری اگر واقعا شما قصد اینکار را دارید بسیاری از مردم ما در خود کشور هستند که بخاطر عقاید و یا افکار و اندیشه‌هایشان در زندان به سر میبرند و تعدادشان هم اندک نیست و مخالفتشان از جانب ارگان شخص شما و یا دیگر ارگانها از قبل ثابت شده پس لطفاً نخست فکری به حال آنها بکنید

Tuesday, January 17, 2017

ترور میکونوس و محکومیت رهبران ایران

بیش از بیست سال پیش، در۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ چهار فعال سیاسی ایرانی در رستوران میکونوس برلین به قتل رسیدند. دادگاه رسیدگی به پرونده این ترور شماری از مسئولان ارشد جمهوری اسلامی را به عنوان آمران این جنایت مجرم شناخت.
در میان پرونده‌های ترور مخالفان که رهبران جمهوری اسلامی متهمان اصلی آنها محسوب می‌شوند، ماجرای رسیدگی به قتل چهار فعال سیاسی ایرانی در رستوران میکونوس برلین جایگاهی خاص دارد.
 دادگاه میکونوس سران حکومت ایران را به عنوان آمران ترور مخالفان در رستوران میکونوس برلین معرفی کرده است. در حکم دادگاه مشخصا علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ولایتی رئیس جمهور و وزیر خارجه وقت ایران به عنوان دستوردهندگان ترور میکونوس معرفی می‌شوند.
علی فلاحیان، وزیر اطلاعات وقت نیز مسئول مستقیم اجرای فرمان رهبران ایران شناخته شده است. فلاحیان در جریان دادگاه رسیدگی به انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس‌آیرس نیز محکوم شده و حکم جلبش در اختیار پلیس بین‌المللی (اینترپول) قرار گرفته است.

اندکی پس از رویداد میکونوس پلیس آلمان، و به گفته‌ی برخی منابع از طریق ماموران سرویس اطلاعاتی بریتانیا، از مخفیگاه دو سوء قصدکننده باخبر شدند و آنها را دستگیر کردند. این دو نفر عباس رایل و یوسف امین، شهروندان لبنان بودند که در خانه‌ی احمد، برادر یوسف در ایالت نوردراین وستفالن مخفی شده بودند.
یوسف امین اندکی پس از دستگیری به جرمش اعتراف کرد و محل مخفی‌کردن اسلحه‌ها و خودرویی را که با آن فرار کرده بودند فاش کرد. او همچنین مشخصات کاظم دارابی را که در دادگاه مشخص شد کار سرپرستی و تدارکات تیم ترور را بر عهده داشته در اختیار ماموران پلیس گذاشت.
 دارابی سه روز بعد دستگیر شد و با مشخص شدن ارتباطش با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی و واحد برون‌مرزی سپاه پاسداران پای حکومت ایران را به یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های قضایی تاریخ آلمان کشاند.


در سال‌های اخیر نیز رویدادهای مختلفی بار دیگر ماجرای میکونوس را در خاطره‌ها زنده کرده است. آزادی کاظم دارابی پس از تحمل ۱۵ سال حبس، که با اعتراض شدید فعالان حقوق بشری و بازماندگان قربانیان روبرو شد، یکی از این رویدادهاست. دارابی آذر ماه ۱۳۸۶ آزاد و در میان استقبال مقام‌های دولتی وارد تهران شد.


چند سال پیش نیز نمایش مستند جدیدی درباره واقعه میکونوس با عنوان "ترور در برلین" بار دیگر بحث تروریسم دولتی حکومت جمهوری اسلامی را به رسانه‌های غربی کشاند.
 اندکی پس از ترور چهار ایرانی مخالف حکومت در رستوران میکونوس نام این مکان تغییر کرد. اکنون محلی به این نام در برلین وجود ندارد؛ برای عده‌ای کمی میکونوس جزیره‌ی کوچکی توریستی در یونان است، اما برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان این واژه تداعی‌کننده ترورهایی است که بلندپایه‌ترین مقام‌های حکومت جمهوری اسلامی آمران آن تلقی می‌شوند.

Thursday, January 5, 2017

خامنه‌ای: اگر جلوی بدخواهان در سوریه گرفته نمی‌شد باید در تهران و خراسان می‌جنگیدیم

حکومت ایران همواره از جانب کشورهای دیگر به دخالت در امور خاورمیانه متهم میشود با این وجود دولت مردان ایران, ایران را از دخالت در امور کشورهای دیگر مبری می‌دانند این در حالیست که رهبر جمهوری اسلامی ایران بارها در سخنان خود به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به لزوم بودن نیروهای مسلح ایران در کشورهای دیگر اشاره کرده به طور مثال میتوان از حضور نیروهای نظامی ایران در سوریه  و عراق نام برد که همیشه مورد تایید رهبر ایران واقع شده و او این امر را برای حفظ امنیت مرزهای ایران لازم و ضروری میپندارد.

Thursday, October 27, 2016

نامه پر از درد آزیتا رفیع زاده شهروند بهایی از بند زنان اوین

خانه تكه‌تكه شده ما

وقتی سوم آبان ۹۴ پا به زندان گذاشتم تا حکم ۴ سال حبس ام را تحمل کنم بشیر ۶ ساله ام را به اغوش پر مهر پدرش سپردم. در زندان شنیدم پسرم ایام حبس و دوری مرا به شمار شب های فراقمان محاسبه کرده و گفته من باید ۱۴۴۰ شب بخوابم تا مادرم بیاید . ۱۲۶ شب از شب های درد آلود فرزندم گذشت تا نهم اسفند ۹۴ درست روز ملاقاتم همسرم نیز بازداشت و برای تحمل ۵ سال حبس به اوین آورده شد و به یک باره بشیر تنهای تنها شد. از تصور خالی شدن خانه ام از وجود پدر و مادر و باقی ماندن کودکی ۶ ساله در خانه همواره بغض فرونخورده ای داشتم. چاره ای نداشتیم و تظلم خواهی هایمان پیش تمام مراجع قضایی و حتی نمایندگان مجلس و هر کس که امیدی به یاریش داشتیم به سرانجام نرسید.
دل خوش داشتم که به دلیل بودن همسرم در زندانی که من هم در همان زندان در حبس بودم ، چهارشنبه ها کانون خانواده از هم گسسته شده مان پشت میز سالن ملاقات زندان اوین دور هم گرد می ايیم و بشیر هر هفته یک ساعت بودن با خانواده راتجربه کرده و پدر و مادر را در کنار خود حس می کند . چهارشنبه ها ساعت یک ونیم برای من ، پیمان و بشیر ساعت رویایی بود و حس خانواده بودنمان را به تماشا می نشستیم. افسوس ان هم نپایید.
روز پانزدهم مهرماه ۹۵ برای ملاقات با پیمان صدایم کردند. ملاقات برای خداحافظی بود. پیمان را به رجایی شهر منتقل کردند. هر چند او در اندرزگاه ۸و من در بند زنان زندان اوین در حبس بودیم و بشیر فقط یک ساعت در هفته با ما بود، اما دلم به بودن در یک محبس به نام اوین خوش بود. از داشتن امکان هفته ای یک بار دور هم نشستن و تکرار حکم خانواده، پدر، مادر و فرزند دل خوش بودیم. اما افسوس در این سرزمین همان دلخوشی هم برای بشیر من دوام نیاورد.
ملاقات بعدی بشیر گفت: مامان امروز بابا نمی آيد. خودم می دانم بابا را از اینجا برده اند. نمی دانستم دیگر به او چه بگویم. او فقط ۶.۵ سال دارد جان کوچکش را نمی توانم بیش از این بی تاب ببینم. نگاه چشم های نگران و به دور از پدر و مادرش بلند تر و رساتر از هر فریادی تا عمق جانم فرو می رود.من یک مادرم و او فرزند کوچک من است. به آغوش می فشارمش و باز او را از من میگیرند و می برند و من در اوین ، پیمان در رجایی شهر و بشیر در خانه ، خانواده تکه تکه شده مان را حفظ می کنیم.


برگرفته از صفحه فیسبوک اتنا دائمی

Tuesday, August 2, 2016

شهرام احمدی‌ از زندان تا اعدام

اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۸، شهرام احمدی هنگام بازگشت از مسجد به سمت خانه مورد هدف گلوله قرار گرفت و یک کلیه و بخشی از روده‌اش را از دست داد. او چند روز در بیمارستان بستری بود و پس از آن به اطلاعات سنندج منتقل شد و مدت یک سال تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت. پس از این بود که به زندان رجایی‌شهر منتقل شد و پس از آن به بند ۳۵۰ انتقال یافت. احمدی در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران که ریاست آن را قاضی مقیسه به عهده داشت به اتهام محاربه از طریق ارتباط با گروه‌های سلفی که مورد قبول متهم نبود به اعدام محکوم شد. شهرام احمدی ۳۳ ماه را در زندان انفرادی و تحت شکنجه در اداره اطلاعات سسندج گذراند. در سال ۱۳۹۲ براثر عفونت  و خونریزی شدید کلیه که بر اثر اصابت گلوله ایجاد شده بود بارها به بهداری زندان منتقل شده بود. شهرام احمدی‌ امروز ۱۲ مردادماه ۱۳۹۵پس از تحمل هفت سال زندان و شکنجه در حالی‌ که خانواده‌اش برای آخرین ملاقات با او در راه تهران بودند به اتهام محاربه همراه با چند زندانی دیگر اعدام شد

Wednesday, July 6, 2016

هشت روز اعتصاب غذا

تصور اینکه مادری را از کودکان خرد سالش جدا کرده‌اند به هر دلیلی نشان از اهریمن صفتی و سفاکی نظامی را دارد که برای مقابله با مخالفان و منتقدان خود از هیچ جنایتی دریغ نمیکند نرگس محمدی در حال سپری کردن هشتمین روز اعتصاب غذای خود فقط و فقط برای اولین و مسلمترین حقی که هر مادری نسبت به فرزندان خود دارد است و دولت تدبیر و امید همچنان نمایندگان خود را برای مذاکرات روی پرده و پشت پرده راهی‌ کشورهای دیگر می‌کند 

Monday, July 4, 2016

ایران من: ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ي ﺳﺘﺎﺭ ﺑﻬﺸﺘﻲ ﺩﺭ ﻭﺑﻼﮒ ﺷﺨﺼﻲ اﺵ

مدتی است نظام جمهوری اسلامی به هر
طریقی شده فعالان وایرانیان مستقل را تحت فشار شدید قرارداده که حق اظهار نظر در
مورد مسائل کشور را ندارید، از تحدید، بازداشت شکنجه گرفته ...تا اعدام راانجام می
دهد برای ترساندن افراد! هرروز یک مشکل را در جلو پای افراد قرار می دهد. ایمیل،
مسیج و ضرب وشتم در خیابان کمترین کاری است که انجام می دهند! دیروز بنده را تحدید
می کنند به مادرت بگو به زودی رخت سیاه باید بپوشد، دهان گشادت را نمی بندی می
گویم کاری انجام نمی دهم که لازم به بستن دهانم باشد می گویند وراجی زیاد می کنی،
می گویم چیزی که می بینم ومیشنوم می نویسم،  می گویند هرکاری بخواهیم می کنیم هررفتاری را
انجام میدهیم شما باید خفه شوید و اطلاع رسانی نکنید وگرنه خفه خواهید شد بدون نام
ونشان! بدون اینکه کسی بداند چه برسر شما آمده! می گویند مردم فلسطین وبحرین در
عذاب هستند و کسی نیست یادی از آنها کند شما وطن فروش هستید! بنده وامثال من وطن
فروش نیستیم عاشق ملت خود هستیم شما هستید که بیگانه پرست و وطن فروش هستید. روز
وشب تلفنهای تحدید آمیز قطع نمی شود گویی قرار است با هر سُخنی دهانمان را ببندیم  بنده به عنوان یک ایرانی می گویم من نمی توانم
دربرابر این همه مصیبت سکوت کنم. بنده می گویم آقایان شما زیاد وراجی انجام می
دهید و با این اراجیف کشور را به نابودی کشاندید. من سکوت نمی کنم حتی اگر قرار به
رسیدن لحظه مرگ من باشد در هرکجای دنیا که باشم وتحدید از طرف هرکسی باشد برای
بنده اهمیت ندارد.آقایان دهانتان را ببندید ظلم نکنید تا افشاگری نکنیم.
نظام جمهوری اسلامی، فریاد،وا مصیبتابرای
فلسطین، بحرین وبسیاری از کشورها سر میدهدو از نبود آزادی بیان و اطلاع رسانی نشدن
از آن کشورها ابراز نگرانی می کند. اما نمی گوید این همه فیلم وعکس که به صورت حرفه
ایی گرفته می شوداز کجا می آید؟  نمی گوید چگونه
اطلاع رسانی نمی شود،  که گزارشگران، شبکه های
تلوزیونی نظام به طور مستقیم از آن کشورها، گزارش زنده تهیه می کنند وبه خوردمردم میدهند.
آن هم گزارشاتی یک طرفه و آنقدر این مطالب رابه زور به خورد مردم می دهند، که حالت
تهوع وتنفراز دیدن شبکه های جمهوری اسلامی به انسان دست می دهد. اما درمورد وضعیت اسفبارنقض
مداوم حقوق بشر در ایران سکوت می کند! ازهر روزبازداشت، شکنجه، زندان واعدام های دسته
جمعی سخنی به میان نمی آورد، زندانیان سیاسی رادر بدترین شرایط و بدترین وضعیت قرار
می دهدبرای شکسته شدن آنها اما خبری از وضعیت آن عزیزان نه تنهابه وکلا آنها نمی دهند
وحتی اجازه داشتن وکیل را به آنها نمی دهند!
بلکه حتی از اطلاع رسانی ازحال آن عزیزان به خانواده هایشان جلوگیری می کند!؟   خانواده های این عزیزان راتهدید می کند، که نه
اجازه مصاحبه ونه اطلاع رسانی به هرگونه درباره عزیز خود ندارید؟!  تهدید خود را به این مرحله ختم نمی کنند، و اظهار
می دارند، اگراطلاع رسانی کنید خود وجان خانواده خود را به خطرمی اندازید؟! می گویند
دختران واعضای خانواده رابازداشت می کنیم.
شعار آنها این است. ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما
اطلاع رسانی نکنید!
"آقایان" این چه قانونی است؟  در کجا این قانون اجرای شده؟  واکنون شما این قانون را برای مردم ایران به ارمغان
آوردید. این قانون جز درکشورهای دیکتاتوری جای دیگری اجرای شده؟  باور کنید در بدترین کشورهای دیکتاتوری دنیا هم
این طور قانون من درآوردی اجرایی نشده! وحتی اگر اجرای هم شده باشد به اسم حکومت تمام
شده،    برای چند روز حکومت کردن بیشتر آیا ارزش این همه
ظلم کردن را دارد؟ آیا قانون من درآوردی شما پیش وجدان خود اعتباردارد؟.
حال من نظر دیگری میدهم. شما اگر از اطلاع
رسانی هراس دارید؟ یا ازحکومت کناره گیری کنید! و یا ظلم نکنید. شما بازداشت نکنید،
شکنجه ندهید، سلاخی نکنید تا اطلاع رسانی هم نشود.  در غیر این صورت نه تنها اطلاع رسانی می شودبلکه
به زودی بساط ظلم شما برسرتان فرو خواهد ریخت. اطلاع رسانی از وضعیت هر انسان در حال
ظلم وستم کشیدن وظیفه تک تک افراد یک جامعه است، وهرکس در این کار کوتاهی کند به خود
وبه وجدان خود خیانت کرده است! هرکس در اطلاع رسانی دریغ کند چاهی برای خود کنده است!
چون شما نوبت به نوبت هرکسی که صدای مخالفت بلند کند، قصد ساکت کردن آن را دارید، حتی
اگر این ابراز مخالفت در گوشه ای خلوت خانواده گی افراد باشد. پس ما را از تهدیدات
خود نه ترسانیدچون ترسی در دل ما نیست، دیگر جای ترسی نمانده، شلاق وشکنجه شدن، ما
را از اطلاع رسانی کردن باز نمی دارد. اگر شعار شما این است که
ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما
سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید!
شعار ما هم این است. پابه میدان گذاشتیم
در این مبارزه یا از قفس تن رهایی می یابیم یا قفس ظلم شما رادرهم می شکنیم.
زنده وپاینده ایرانی وایران جانم فدای ایران.
نویسنده ستار

Friday, June 24, 2016

آیت الله گمشو

یک روز سرزمینم از وجود ناپاکتان پاک خواهد شد و اهریمن ظلم و بیداد برای همیشه از زادگاهم خواهد رفت و میدانم که ما تا آن‌ روز فاصلهٔ زیادی نداریم

Friday, May 27, 2016

یکی‌ از سایبری‌های جمهوری اسلامی

این صفحه متعلق به ارتش سایبری جمهوری اسلامی می‌باشد و بر روی صفحهٔ من پیغام گذاشت و این را در وبلاگ شخصی خودم منتشر کردم برای اطلاع رسانی به بازدید کنندگان این وبلاگ لینک مربوط به این صفحه در کنار عکس گذشته شده
https://about.me/kaafmeem